صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 34

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

للشّيء الّذي هو بالقوّة من جهة ما هو بالقوّة » . البتّه بايد دانست كه مطابق نظر فلاسفهء پيش از ملّا صدرا ، خروج دفعي در مورد تبدّل جوهري به جوهر ديگر معنا پيدا مىكرد ( نظريّهء كون وفساد ) ؛ امّا بنابر عقيدهء ملّا صدرا - كه بيان آن را با تأكيد هر چه تمامتر در فصلهاى آينده خواهيم ديد - تبدّل جواهر نيز جز بصورت خروج تدريجي تحقّق نمىپذيرد ( نظريّهء حركت جوهري ) . وبدينسان ، خروج دفعي در حكمت صدرايى مفهومي بىمصداق مىگردد . در پايان فصل ، صدر الدّين با اشاره به يك نكته ، فاصله گرفتن خود را از نظريّهء فلسفهء رايج دربارهء أجسام بسيط - عناصر وأفلاك - آشكار مىسازد . وى مىگويد : تشابه صورتهاى متوالى در جسم بسيط سبب شده است تا برخى گمان كنند كه هر جسم بسيطى داراى يك صورت ثابت ومستمرّ است ، بدون آنكه تجدّد وتغيّرى در آن رخ دهد ؛ وحال آنكه چنين نيست ، بلكه هر جسم بسيطى داراى صورتهاى متعدّدى است كه از پى هم مىآيند وبهم پيوسته‌اند ، والبتّه اين صورتها چون مشابهند از حدّ وتعريف يگانه‌اى برخوردارند . فصل چهارم اين فصل وفصل بعدى ، در رسالهء حاضر داراى اهميّت وجايگاه ويژه‌اى هستند ؛ چه در آنها صدر المتألّهين به تبيين أصل حركت جوهري وتأكيد بر آن مىپردازد ، تا بر پايهء آن تصوير تازه‌اى از حدوث عالم ارائه دهد . نخستين وعمده‌ترين دليل أو بر حركت جوهري را مىتوان در اين عبارات خلاصه كرد : چون حركت بمعناى تجدّد وبيقرارى است ، فاعل مباشر حركت نيز بايد متجدّد وبيقرار باشد - زيرا صدور متجدّد از ثابت محال است . واين فاعل مباشر همانا